السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

776

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

خليفهء وقت وقتى از آرم كاغذها با خبر شد ، ناراحت گشت كه چرا در مملكت اسلامى بايد شعار كفّار رواج پيدا كند ، پس دستور داد روى كاغذها سورهء توحيد را حك نمايند ، كاغذهاى جديد انتشار يافت و خبر آن به قيصر پادشاه روم رسيد ، او بسيار ناراحت شد و در نامه‌اى به عبد الملك نوشت : اگر اين نوشته‌ها را از روى كاغذها بر نداريد ، دستور مىدهم سكّه‌هايى در روم ضرب كرده و روى آنها به پيامبر شما دشنام بنويسند تا آبرويى براى شما باقى نماند . عبد الملك بسيار ناراحت شد ، فورا جلسه‌اى تشكيل داد و از كارگزاران خود مشورت خواست ، امّا هيچ نتيجه‌اى نگرفت ، يكى از حضّار گفت : چارهء مشكل بدست محمّد بن على باقر است ، عبد الملك فرستاده‌اى به مدينه در طلب امام فرستاد و از آن حضرت يارى طلبيد . امام ( ع ) پس از رسيدن به شام به عبد الملك فرمود : قيصر صرفا تهديد كرده و بدان كه خداوند مانع او خواهد شد ، امّا چارهء كار اين است كه صنعت‌گران را جمع كرده و سكّه‌اى ضرب كنيد كه يك سوى آن نام پيامبر ( ص ) و در سوى ديگر سورهء توحيد نوشته شده باشد ، بدين ترتيب ما از سكّه روميان بىنياز خواهيم شد ، سپس وزن و اندازه سكّه را مقرّر فرمود و دستور داد نام شهر و تاريخ ضرب سكّه روى آن نوشته شود . با اين رهنمود خردمندانه ، سكّه‌هاى اسلامى زده شد و در سراسر مملكت اسلام منتشر گرديد و معاملات فقط بر اساس آنها اعتبار يافت . قيصر از ماجرا با خبر شد و خود را در برابر عمل انجام شده ديد ، درباريان از او خواستند تهديد خود را عملى كند و سكّه‌اى با دشنام به رسول خدا ( ص ) ضرب نمايد ، امّا او كه مرد خردمندى بود ، پاسخ داد : اين عمل بيهوده است ، چون در شهرهاى اسلامى ديگر پول ما رواج ندارد و آنها با سكّه‌هاى خود معامله مىكنند . امام ( ع ) با اين عمل آگاهانه ، مانع نفوذ استعمار آن روز و نقشه‌هاى پليد آنان گرديد . روش امام در برخورد با حكومت : دوران امامت امام محمّد باقر ( ع ) دورانى پر آشوب از جنگ بنى اميّه و بنى عبّاس بود ، ( اگر چه كه عباسيّان پس از وفات امام باقر ( ع ) به روى كار آمدند ) با اين حال سكوت و آرامشى آكنده از خشم بر مردم حكمفرما بود و امام ( ع ) از اين شرايط كمال استفاده را در جهت تربيت شاگرد و استحكام و گسترش تشيّع و انقلاب فرهنگى